شهرک قرآن کریم شهرک آمـوزش شهرک رمضـان شهرک دانلـود شهرک شـادی

RSS ATOM پست الکترونیک تماس با ما

درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ و طراح قالب:
محمد رضا بتوئی
ShahreRamazan

آخرین پست ها

پاداش سلام به حضرت فاطمه سلام الله علیه
اقرار به رسالت پدر در شکم مادر
استدلال حضرت علی علیه السلام در عصمت حضرت فاطمه
آنچه پیامبر در معراج مشاهده کردند
فضایل حضرت فاطمه زهرا در کلام پیامبر اکرم
گزیده ای از سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)
فضیلت و خواص سوره كوثر
سوره کوثر
نوروز در احادیث
نورزو مباررررررررررررررررررک
آزادى در اسلام
معرفی سایت مفید
خلقت جهان
آیا می دانستید؟
شوخی های پیامبر با یاران 3
انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم
سلام به همگی
انقلاب
راه بسوى خدا دو گونه است : دور و نزدیك
ایاك نعبد و ایاك نستعین
شوخی های پیامبر با یاران -2
شوخی های پیامبر و یاران
آغاز با نام خدا ادب و عمل را خدائى و نیك فرجام مى كند
محکومیت لغو غیر قانونی مجوز شبکه پرس تی وی
آموزش تصویری تجوید قرآن کریم
سلام در اسلام از لسان روایات
دانستنى هایى از قرآن كه خوب است آن ها را فرا گیریم
اهمّیّت خواندن قرآن و آشنایى با آن
سخن بزرگان
سخن پیامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار (ع )
همه پستها

ابر برچسب ها

تفسیر ایات قرآن
سوره کوثر
قرآم و امام حسین ع
فاطمه در کلام پیامبر اکرم
راه بسوى خدا دو گونه است : دور و نزدیك
اشعار امام خمینی
انتخابات مجلس
سخنان امام حسین (ع)
اشعار امام زین العابدین ع
روش های سه گانه ترتیل قرآن کریم
فضایل فاطمه ی زهرا سلام الله علیه
شوخی های پیامبر با یاران
لطیفه ها و سخنان نغز
آموزه های قرآن کریم
آموزه های قرآن
فرجام نیک با آغاز با نام خدا
کل قرآن کریم
خاطرات
جلوه های قرآن در کربلا
حکایات و روایا
سخن بزرگان
آموزش روخوانی قرآن
لطیفه ها و سخن نغز
فضیلت سوره کوثر
فضایل فاطمه سلام الله علیه
اهداف امام حسین (ع)
ایاك نعبد و ایاك نستعین
آیا می دانستید
نوروز مبارک
اقدام غیر قانونی دولت انگلیس
اسلام چیست؟
نکته های پند اموز
روایاتى در مورد بناى مسجد ضرار
سخن نغز
دل نوشته
فضیلت های فاطمه سلام الله علیه
گزیده سخنان حضرت فاطمه (س)
دانستنی های قرآن
معرفی وبسایت
رادیو شهر رمضان
سلام
آموزش تصویری تجوید
امام حسین (ع) و قرآن
نوروز در احادیث
شعر در وصف قرآن کریم
اهمیت خواندن قرآن
آموزه های نهج البلاغه
تلویزیون شهر رمضان
خلقت جهان هستی
عصمت فاطمه ی زهرا سلام الله علیه

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

افتخارات

کسب مقام چهارم  جشنواره بین المللی وبلاگ نویسی قرآنی بخش وبلاگ متنی-آموزش تبریز آبان ماه 1390

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿﴾ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿﴾ مَالِكِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿﴾ إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ ﴿﴾ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلا الضَّالِّینَ﴿﴾ .:بدرستی که قرآن بازدارنده و فرمان دهنده است، به بهشت فرمان می دهد و از دوزخ باز می دارد. امام صادق علیه السلام:.

گم کرده راه کعبه عشقم حرم کجاست؟      یا رب فروغ ناصیه صبحدم کجاست؟

اَللّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِکَ الْفَرَجْ وَالْٰعافیَةَ وَ الْنَصْرْ وَ جَعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَعْْوانِه وَ اَنْصارِه

وَالْمُسْتَشْهِدینَ بَیَْنَ یَدَیْهْ

این وبلاگ تقدیم به ساحت مقدس اقام امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف


  • نظرات ()



  • یزید بن عبد الملک نوفلی از پدرش از جدش چنین روایت کرده است:
    روزی خدمت حضرت فاطمه سلام الله علیه مشرف شدم، ابتدا آن حضرت بر من سلام کرد و فرمود: پدرم (در زمان حیاتش) فرمود: هر کس سه روز بر من و تو سلام کند، بهشت برای او خواهد بود.
    از حضرتش پرسیدم: آیا این  مطلب مخصوص دوران حیات و زندکی شم و آن حضرت است و یا شامل بعد از فوت شما و ایشان تیز خواهد بود؟
    فرمودند: هم در زمان زندگی و هم پس از مرگ ما.
    مناقب ابن مغازلی شافعی، ص 363


    وقتی که کفار از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله انشقاق قمر را خواستند، زمانی بود که حضرت خدیجه به فاطمه سلام الله علیه حامله بود و حضرت خدیجه از این سوال کفار ناراحت شده و گفتند: زهی تأسف برای کسانی که محمد را تکذیب می کنند! در حالی که او فرستاده ی پروردگار من است.
    پس فاطمه سلام الله علیه از شکم مادرش صدا کرد: ای مادر! نترس و محزون نباش، زیرا خدا با پدر من می باشد. پس وقتی که مدت حمل خدیجه سلام الله علیه تمام شد و موقع وضع حمل رسید، حضرت خدیجه فاطمه را به دنیا آورد و او به نور جمال خود تمام جهان را روشن و منور ساخت.
    روض الفائق، ص 214


    چون خلیفه اول پس از رحلت پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فدک را غصب کرد و حضرت فاطمه ی زهرا با او به محاجه و مناظره پرداخت، امیرالمومنین علی علیه السلام نیز پس از سخنرانی و خطبه فاطمه علیه السلام در مسجد، به مسجد رفت و از جمله ی سخنانش خطاب به ابوبکر فرمود:
     یا ابوبکر! بگو ببینم قرآن خوانده ای؟
    ابوبکر: بلی خوانده ام.
    علی علیه السلام: بگو ببینم آیه تطهیر «انما یرید الله  لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا(1) در حق ما نازل شده، یا در حق دیگران؟
    ابوبکر: در حق شما نازل شده.
    علی علیه السلام: اگر کسی شهادت دهد که فاطمه علیه السلام کار بدی انجام داده چه می کنی؟ آیا  شهادت او را می پذیری یا نه؟
    ابوبکر: بلی می پذیرم و برای فاطمه مانند دیگران حد جاری می کنم.
    علی علیه الیلام: در این صورت در پیشگاه خدا کافر می شوی.
    ابوبکر: چرا؟
    علی علیه السلام: زیرا در این فرض، تو شهادت خدا را که به پاکی فاطمه  گواهی داده قبول نکرده و گواهی مردم را گرفته ای، همان طوری که شهادت خدا و پیامبر صلی الله علیه وآله را در این مورد نادیده گرفته و فدک را از فاطمه علیه السلام به یغما برده ای؟! ابوبکر! مگر فدک در دست فاطمه علیه السلام نبود؟ چرا و چگونه چیزی که در دست اوست، از او بینه و شاهد می خواهی؟
    مردم چون این مناظره علی و ابوبکر را می شنیدند، بر روی یکدیگر نگاه کرده و گفتند: «صد والله علی بن ابی طالب» ؛ سوگند به خدا که حق با علی علیه السلام است. (2)
    قابل توجه است که امیرالمومنین ار آیه تطهیر بر عصمت فاطمه علیه السلام استدلال نموده و مهاجرین و انصار نیز آن را پذیرفته و مورد تایید قرار داده اند.
    1- احزاب آیه 33
    2- احتجاجات طبرسی، چاپ نجف، ج1، ص 122 - 123


    ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه وآله  نقل می کند که فرمودند:
    من در عالم معراج دیدم که بر در بهشت نوشته شده بود؛«معبودی نیست جز خدا، علی حبیب الله، حسن و حسین برگزیده حق، فاطمه کنیز پروردگار و بردشمنان آنان لعنت باد» این حدیث نیز می رساند که مبغضین فاطمه مستحق لعنت خدا در دنیا و آخرتند. فرائدالسمطین، ج2، ص74، ش 396


    رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه پاره تن من است، هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است. کنزالعمال، ج12، ص 108، ش 34222 - جامع الصغیر سیوطی، ج2، ص 208، ش 58333 -صحیح بخاری، ج5، ص 96، ش 278
    ***
    رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: فاطمه پاره تن من، نور چشمم، میوه ی دلم و روح و روانم است. هر کس او را اذیت کند، مرا  اذیت نموده و اذیت من اذیت خداست و کسی که وی را به خشم آورد، مرا به خشم آورده، اذیت می کند مرا، آنچه فاطمه را اذیت کند. مسند احمد حنبل 7 ج 4، ص 329
    ***
    رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: خداوند با خشم و غضب فاطمه به خشم آید و با رضای او راضی می گردد. فرائد سمطین، ج2، ص 46، ش 378


    پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)
    2ـ على (ع) رهبر و پیشوا
    پیامبر اكرم (ص) فرمود:
    هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )
    3ـ على (ع) بهترین داور
    گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )
    4ـ داناترین و نخستین مسلمان
    رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)
    5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر
    پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)
    6 ـ على و شیعیان
    پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)
    7 ـ شیعه على در قیامت
    پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)
    8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت
    بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)
    9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)
    رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )
    10 ـ حجاب فاطمه
    پیامبـر اكـرم (ع) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)
    ادامه مطلب در...


    مفسران قرآن كریم گفته اند: این سوره در شأن و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نازل شده است.1
    قرآن حكیم
    روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را دیدند كه در حال تبسم بود پرسیدند: ای رسول خدا چه چیزی موجب خنده شما شده است؟ فرمود: سوره ای بر من نازل شده است و بعد سوره كوث را قرائت نمودند و گفتند: آیا می دانید كوثر چیست؟ گفتند خدا و رسولش آگاهترند. پیامبر فرمود: كوثر نهری در بهشت است كه خداوند با ان مرا به خیر كثیری وعده داده است و آن حوض من است كه امتم در كنار آن بر من وارد می شوند.2
    در فضیلت این سوره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است : هر كس سوره كوثر را تلاوت نماید خداوند از آب نهرهای بهشت به او می نوشاند و اجر و پاداش او به اندازه تمامی قربانی های روز عید قربان است. 3
    از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر كس در نمازهای واجب یا مستحب خود سوره كوثر را قرائت نماید خداوند از آب حوض كوثر به او بنوشاند و كنار درخت طوبی همجوار رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.4
    (1) بحارالانوار، ج8، ص16
    (2) منتخب الكلام فی تفسیر الاحلام،ج1، ص74
    (3) جامع الاحادیث الشیعه، ج15، ص131
    (4) ثواب الاعمال، ص126


    کلمه کوثربه معنای نعمت پر خیر و برکتی است که از طرف خداوند به بندگانش ارزانی داشته می شود.
    سلام بر تو ای مادر پدرت، سلام بر تو ای بهترین زنان دو عالم، سلام بر تو ای امتحان شده توسط خدایی که تو را آفرید و تو را در آن آزمون صبور و شکیبا یافت.خداوند به تو و خاندان پاکت مقام عظیم و والایی عطا فرموده و من به این مقام احترام می گذارم و بر آنچه پدرت حضرت محمد مصطفی صلی الله و علیه و آله و همچنین وصی بر حق او، همسرت علی بن ابیطالب علیه السلام، آورده اند وفادارم و از تو می خواهم که سلام مرا به آن دو برسانی تا دلم شاد گردد و گواه باشی که امید من به ولایت تو و خاندانت می باشد.پس از آنکه پیامبر گرامی اسلام فرزندان پسر خود را از دست داد، مشرکان و منافقان از موقعیت ایجاد شده سوء استفاده کردند و پیامبر صلی الله علیه و آله را با کلمات نیش داری اذیت و آزار می دادند.یکی از مشرکان به نام « عاض بن وائل » در جمع مردم به پیامبر صلی الله و علیه و آله گفت: از محمد و دین جدیدش نترسید، زیرا او ابتر است ( یعنی صاحب فرزند نمی شود ) و بعد از مرگش کسی را ندارد که نامش را زنده نگه دارد و از دین جدیدش و کتابش قرآن خلاص می شوید. پس از تولد خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها خداوند جهت اعلام پیروزی پیامبر صلی الله علیه و آله سوره کوثر را بر او نازل کرد.خداوند در این سوره به پیامبرش فرمود: ما خیر و برکت بزرگی (فاطمه زهرا (س)) را به تو عطا کردیم، پس بر پروردگارت نماز برپای دار و برایش قربانی ده، و بدان که دشمن تو ابتر است.بدین ترتیب نسل پیامبر از طریق حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ادامه یافت و سلاله پاکش تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بعنوان خلیفه خداوند بر روی زمین، راه پیامبر را ادامه دادند. اکنون نیز با امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این راه ادامه دارد در حالیکه نسل آن جاهلان و طعنه زنندگان به پیامبر از بین رفته و هیچ اثری از آنها وجود ندارد.


    علامه مجلسی از امام صادق(ع) نقل می كند: در این روز (نوروز) فرشته وحی بر حضرت محمد(ص) نازل شد و پیام پیامبری به وی داد.
    معلی بن خنیس كه فردی موثق است می گوید: (( روز نوروز خدمت امام صادق(ع) رفتم. فرمودند معلی آیا می دانی امروز چه روزی است؟ عرض كردم؟ عجم ( غیر عرب) امروز را بزرگ می داند و تبریك می جویند وبرای همدیگر هدیه می فرستد؛ امام فرمودند: به بیت عتیق(كعبه) سوگند می خورم كه نوروز از زمان قدیم است. نوروز روزی است كه در عالم خداوند از بندگانش پیمان گرفت كه او را بپرستند و مشرك نشوند و ایمان به پیغمبران و حجج و ائمه بیاورند. روزی است كه آفتاب تایید و هوا كه موجب حیات است وزیدن گرفت و زمین خلق شد. جبرئیل بر پیامبر نازل شد. روزی است كه قائم ما (عج) و ولاۃ امر ظاهر شوند و روزی است كه قائم(عج) بردجال غالب می گردد و كناسه كوفه او را دار می زنند . هیچ نوروزی نیست كه ما اهل بیت، انتظار فرج نداشته باشیم چون از روزهای ما و شیعیان ماست. عجم احترام شما را نگه داشتند و شما ضایع كردید.))

    - علامه مجلسی حدیثی از امام صادق(ع) در مورد نوروز نقل می كند؛ امام(ع) می فرمودند: امروز روزی است كه خداوند عهد ازل(پیمان جاودانه) را با مردم بست، روزی است كه نخستین بار خورشید بدرخشد و باد بوزیدو...، روزی است كه كشتی نوع بر كوه جودی نشست؛ روزی است كه جبرئیل بر پیامبر فرود آمد، روزی است كه حضرت پیامبر(ص)، علی(ع) را بر شانه بلند كرد تا بتهای كعبه را سرنگون ساخت، روزی است كه دستور داد مردم با علی(ع) بیعت كنند.روز است كه مردم برای بار دوم پس از مرگ عثمان با علی(ع) ایرانیان آن را نگاه داشتند.


    سلام به همه دوستان عزیز.سال نور مبارک و صد سال به این سال ها. انشاالله که همه روزهاتون مثل امروز نوروز باشه.


     س: آیا در اسلام آزادى وجود دارد؟
    ج: البته اسلام دین آزادى و آزادگى به تمام معنى كلمه است. وسعت دامنه آزادیهاى فردى و اجتماعى در دین اسلام با هیچیك از ادیان آسمانى و قوانین بشرى قابل مقایسه نیست.
    س: دلیل این مطلب از كتاب و سنت چیست؟
    ج: در قرآن كریم، رسالت پیغمبر اسلام (ص) اینطور توصیف شده است: (و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم والاغلال التى كانت علیهم)(1). زنجیرهایى كه روابط اجتماعى دوران جاهلیت، و خرافاتى كه در آن زمان رواج داشت و برگردن مردم انداخته بودند و آزادى را از آنان سلب كرده بودند، پیغمبر اسلام (ص) همه را به یكسو افكند و مردم را آزاد ساخت. مردم برده مقیدات اجتماعى و نادانى هایشان بودند. پیغمبر اسلام (ص) همه را آزادى و آزادگى بخشید.
    این قاعده مشهور فقهى نیز كه از كتاب و سنت گرفته شده است: (الناس مسلطون على انفسهم و اموالهم) یعنى: مردم اختیار جان و مالشان را دارند حاكى از این است كه انسان هر طور كه مى‏خواهد مى‏تواند در بدن و اموال خود تصرف كند، البته مشروط بر اینكه تصرف او از نظر شرع مقدس اسلام حرام نباشد.
    س: براى تصرف حرام در بدن، از نظر اسلام مثال بزنید.
    ج: تصرف حرام در بدن، مانند خودكشى یا خود را ناقص‏العضو كردن مثلاً كسى دست خود را قطع كند یا خود را نابینا سازد و یا گوش خود را كر كند. تصرف حرام در مال، مانند اینكه انسان پول خود را در دریا بریزد، یا اسكناس هایش را آتش بزند، یا جنس حرامى مانند شراب بخرد، یا به زنان بدكاره بدهد، یا قمار كند.
    محرمات در اسلام بسیار اندك‏اند. چیزها و كارهایى هم كه تحریم شده‏اند، به خاطر مصالح فردى و اجتماعى بوده است. بنا بر این، از میان تصرفات بیشمارى كه شخص مى‏تواند در بدن و اموال خود بكند، همین چند گونه تصرف حرام شده است. اسلام از نظر كمى محرمات، در مقایسه با ادیان آسمانى دیگر و قوانین بشرى بى‏نظیر است.
    س: آزادى در اسلام چند نوع است؟
    ج: آزادى‏ها در اسلام قابل برشمردن نیست. ما در اینجا10 نوع آزادى كه در اسلام مورد توجه قرار گرفته و نسبت به موارد دیگر كلى‏تر است، یادآور مى‏شویم:
    1 ـ آزادى بازرگانى: همه‏كس مى‏تواند هر كالایى را كه بخواهد بخرد و بفروشد مشروط بر اینكه حرام نباشد، مانند: شراب و خوك و هر وقت كه بخواهد تجارت كند، و به هرجا كه بخواهد كالایش را بفرستد، و از هرجا كه بخواهد كالا وارد كند گمرك و مرز وجود ندارد و هیچ قید و شرطى در كار نیست.
    2 ـ آزادى كشاورزى: همه مى‏توانند با آزادى كامل به كشاورزى بپردازند. هیچ قید و بندى ندارد. مالیات به در آمد كشاورز تعلق نمى‏گیرد. هر قدر بخواهد و در هر مقدار زمین كه بخواهد مى‏تواند كشت كند. زمین از آن خدا و از آن كسى است كه آبادش كند. چنانكه در حدیث آمده است: (ان الارض لله و لمن عمرها).
    3 ـ آزادى صنعت: هر كس مى‏تواند كارخانه احداث كند، وارد و یا صادر كند، هرچیزى كه بخواهد بسازد و براى صنایع هم هیچگونه مالیات و شرط و قیدى وجود ندارد.
    4 ـ آزادى تملك اراضى و دیگر منابع طبیعى: زمین و آب و هوا از آن خدا است. پس ثروتهاى درون آنها هم از آن كسى است كه استخراجش مى‏كند مانند: ماهى، معادن، گنج، چوب جنگل، هوا و غیره.
    5 ـ آزادى آباد كردن زمین: هر شخص مى‏تواند هر زمینى را كه بخواهد آباد كند، ساختمان بسازد، نهر جارى كند، چاه حفر كند و هر نوع سودى از آن ببرد. به دلیل قاعده (الارض لله و لمن عمرها) یعنى: زمین ملك خداست و كسى كه آبادش ساخته مى‏تواند آن را تملك كند.
    6 ـ آزادى سفر: انسان مى‏تواند به هرجا كه بخواهد مسافرت كند و نیازى به تذكره و ویزا گرفتن و دادن مالیات و عوارض ندارد. هیچكس نمى‏تواند كسى را از مسافرت به هرسوى جهان كه بخواهد باز دارد، انسان مى‏تواند هر اندازه كه بخواهد در سفر بماند. مدت سفر محدودیتى ندارد.
    اسلام مرزهاى كشورها را برسمیت نمى‏شناسد. زمین از آن خدا است. انسان در روى كره زمین هر طور كه بخواهد زندگى مى‏كند و به سیر و سیاحت مى‏پردازد. جالب‏تر اینكه، اسلام بودجه مخصوصى براى كسانى كه در راه مى‏مانند و خرجى آنان تمام مى‏شود یا دچار دزد و راهزن مى‏شوند، قرار داده است و از این راه مردم را به سفر تشویق مى‏كند و به آنان جرأت سفرهاى طولانى را مى‏دهد.
    7 ـ آزادى اقامت: انسان مى‏تواند در هر نقطه‏اى از جهان كه بخواهد اقامت كند، وهیچ قید و شرطى ندارد. ویزا، تابعیت، هویت و مانند آن در اسلام جایى ندارد. انسان از نظر اسلام آزاد است و هیچ چیز نباید از او سلب آزادى كند.
    8 ـ آزادى بیان: همه آزادند هرچه مى‏خواهند بگویند، هر نوع خطابه‏اى مى‏خواهند ایراد كنند، هرنوع شعارى مى‏خواهند بدهند و هیچ قید و شرطى هم در كار نیست. البته دشنام و غیبت و سخن چینى و امثال آن كه به حیثیت و آبروى مردم لطمه وارد مى‏كند، مجاز نیست.
    9 ـ آزادى تألیف و مطبوعات: همه مى‏توانند هرچه بخواهند بنویسند، چاپ و منتشر كنند و هیچگونه محدودیتى وجود ندارد، فقط مشروط به اینكه به حیثیت و آبروى مردم لطمه نزند.
    10 ـ آزادى اشتغال: اگر كسى بخواهد دو یا سه شغل و درآمد بیشترى داشته باشد، اسلام به هیچ وجه ممانعتى ندارد. در صورتى كه در دنیاى امروز، از نظر قانون داشتن بیش از یك شغل مثلاً هم كارمند دولت بودن و هم بازرگانى كردن ممنوع است.
    س: آیا مسلمانان پیش از آنكه حكومت‏هاى اسلامى در جهان رو به ضعف گذارند، از این آزادى‏ها برخوردار بوده‏اند.
    ج: آرى، نه تنها مسلمانان بلكه غیر مسلمانان هم زیر سایه پرچم اسلام، از این آزادى‏ها برخوردار بودند. گاهگاهى هم كه غیر از این مى‏شده حالت استثنائى داشته و بعضى آزادى‏ها براى مدتى محدود ـ آن هم نه با عنوان شرعى و بطور قانونى و رسمى ـ از مردم سلب مى‏گردیده است.
    اما با سقوط دولتهاى اسلامى، امپریالیسم جهانخوار غرب زمام امور ساكنان نیمى از جهان را به دست گرفت. اختناق و اسارت انسانها را قانونى كرد. آزادى و آزادیخواهى جرم و جنایت به حساب آمد. هزاران قید و شرط براى زندگى بشر در نظر گرفته شد، صدها زنجیر به دست و پاى انسان گذاشته شد و عملاً آزادى انسان‏ها سلب گردید. شگفت اینجاست كه با این همه، امپریالیسم آمریكا و جهان غرب مدعى است كه بشریت را نجات بخشیده است و همواره سنگ حقوق بشر را به سینه مى‏زند.

    1 ـ سوره اعراف: آیه 157
     ترجمه کتاب "ما هو الاسلام؟" تالیف علامه بزرگوار حضرت آیت‏ الله العظمى سید محمد شیرازى. مترجم: محمد علی لسانی.


    سلام امروز می خوام یه سایت به شما معرفی کنم که مطالب بسیار مفید و جالبی در مورد قرآن داره. این وبسایت دارای یک کتابخانه دیجیتالی قدرتمند، یک انجمن علمی بسیار قوی، بانک مقالات قرآنی، گروه های پژوهشی و خیلی لینک های مفید دیگه است. مطالب این وبسایت متمرکز روی اعجازهای قرآن کریمه که گروه هایی مدت مدید روی اون ها کار کردند. به قرآن دوستان پیشنهاد می کنم حتما یه سری به این وبسایت بزنند. یا علی

    پژوهشکده اعجاز قرآن


    و هـو الذى خلق السموت و الا رض فى ستة أ یام و كان عرشه على الماء لیبلوكم أ یكم أ حـسـن عـمـلا و لئن قلت إ نكم مبعوثون من بعد الموت لیقولن الذین كفروا إ ن هذا إ لا سحر مبین (7)
    ترجمه :
    7 - او كسى است كه آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران ) آفرید و عرش (قدرت ) او بـر آب قـرار داشـت ، (بـخـاطر این آفرید) تا شما را آزمایش كند تا كدامیك عملتان بهتر اسـت و اگر بگوئى شما بعد از مرگ برانگیخته مى شوید مسلما كافران مى گویند این سحر آشكارى است !.
    تفسیر :
    هدف آفرینش
    در ایـن آیـه از سه نكته اساسى بحث شده است : نخست از آفرینش جهان هستى و مخصوصا آغـاز آفـریـنـش كـه نـشـانـه قـدرت پـروردگـار و دلیـل عـظمت او است : او كسى است كه آسمانها و زمین را در شش روز آفرید (و هو الذى خلق السماوات و الارض ‍ فى ستة ایام ).
    نـیـاز به توضیح ندارد كه منظور از روز در اینجا روز معمولى بیست و چهار ساعته نیست زیـرا آن زمـان كـه آسـمـان و زمـین وجود نداشت ، نه كره زمین بود و نه حركت بیست و چهار سـاعـته اش بدور خود، بلكه منظور از آن - چنانكه سابقا هم گفته ایم - دوران است ، خواه ایـن دوران كـوتـاه بـاشـد و خـواه بـسـیـار طـولانـى و حـتـى بـه مـقـدار مـلیـاردهـا سال ، و چون در ذیل آیه 54 سوره اعراف شرح كافى و جامع در این زمینه داده ایم نیازى به تكرار نیست (به تفسیر نمونه جلد 6 صفحه 200 به بعد مراجعه فرمائید)
    و نیز همانجا یادآور شدیم كه آفرینش جهان در شش دوران متوالى و پى در پى با اینكه خـدا قـدرت داشـت تـمـام عـالم را در یـك لحـظـه بیافریند به خاطر آنست كه این آفرینش تـدریـجـى كـه هـر زمـان چـهـره تـازه و رنـگ نـو و شكل بدیعى پیدا مى كند، بهتر و بیشتر، قدرت و عظمت خدا را معرفى مى نماید.
    او مـى خـواسـت قـدرت خـویـش را در هـزاران چهره بنماید، نه تنها در یك چهره ، در هزاران لبـاس حـكـمـتـش را نشان دهد، نه تنها در یك لباس ، تا شناخت ذات پاكش و همچنین شناخت قـدرت و حـكـمـتـش آسـانـتـر و روشـنتر باشد، و دلائلى به تعداد ایام و سالها و قرون و اعصارى كه بر عالم گذشته است ، براى معرفتش در اختیار ما باشد.
    سپس اضافه مى كند: و عرش او (عرش خداوند) بر آب قرار داشت
    (و كان عرشه على الماء).
    براى فهم تفسیر این جمله باید به مفهوم دو كلمه عرش و ماء آشنا شویم :
    عـرش در اصـل بـه مـعـنـى سقف یا شیئى سقفدار است ، و به تختهاى بلند همانند تختهاى سلاطین گذشته نیز عرش گفته مى شود و همچنین داربستهائى كه درختهاى مو و مانند آنرا روى آن قرار مى دهند.
    امـا ایـن كـلمـه بـعـدا بـه مـعنى قدرت نیز به كار رفته است ، همانگونه كه واژه تخت در فارسى نیز به همین معنى استعمال مى شود:
    در عـربـى گـفـتـه مـى شـود فـلان اسـتـوى عـلى عـرشـه - او - ثـل عرشه : فلانكس بر تخت نشست یا تختش فرو ریخت كنایه از اینكه به قدرت رسید و یا قدرتش نابود شد، در فارسى نیز مى گوئیم فلانكس را بر تخت نشاندند و یا از تخت بپائینش كشیدند.
    ایـن نـكته را نیز باید توجه داشت كه گاهى كلمه عرش به معنى مجموعه جهان هستى است زیـرا تـخت قدرت خداوند همه این جهان را فرا مى گیرد و اما كلمه ماء معنى معمولى آن آب اسـت ، امـا گـاهـى بـه هـر شـئى مـایـع مـاء گـفـتـه مـى شـود مـانـنـد فـلزات مـایـع و امثال آن .
    بـا آنـچـه در تـفـسـیـر ایـن دو كلمه گفتیم چنین استفاده مى شود كه در آغاز آفرینش ، جهان هـسـتـى بـه صـورت مـواد مـذابـى بـود (یـا گـازهـاى فـوق العـاده فـشـرده كـه شكل مواد مذاب و مایع را داشت ).
    سـپس در این توده آبگونه حركات شدید و انفجارات عظیمى رخ داد، و قسمتهائى از سطح آن پـى در پـى بـه خـارج پـرتـاب شـد، ایـن اتـصـال و بـه هـم پـیـوسـتـگـى بـه انـفـصـال و جـدائى گـرائیـد، و كـواكـب و سـیـارات و مـنـظـومـه هـا یـكـى بـعـد از دیـگرى تشكیل یافتند.
    بنابراین جهان هستى و پایه تخت قدرت خدا نخست بر این ماده عظیم آبگونه قرار داشت .
    این همان چیزى است كه در آیه 30 سوره انبیاء نیز به آن اشاره شده است
    اءولم یـر الذیـن كـفـروا ان السـمـاوات و الارض كـانـتـا رتـقـا فـفـتـقناهما و جعلنا من الماء كل شیى ء حى :
    آیا آنها كه خدا را انكار مى كنند با چشم علم و دانش این حقیقت را ندیدند كه آسمانها و زمین در آغـاز به هم پیوسته بود، سپس ‍ ما آنها را از هم گشودیم و هر موجود زنده اى را از آب آفریدیم .
    در نخستین خطبه نهج البلاغه نیز اشارات روشنى به همین معنى شده است .
    دومین مطلبى كه آیه فوق به آن اشاره مى كند هدف آفرینش جهان هستى است ، همان هدفى كـه قسمت عمده اش به گل سرسبد این جهان یعنى انسان باز مى گردد، انسانى كه باید در مسیر تعلیم و تربیت قرار گیرد و راه تكامل را
    بـپـویـد و هـر لحـظه به خدا نزدیكتر شود، مى فرماید: این آفرینش با عظمت را به این خـاطـر قـرار داد كـه شـمـا را بـیـازمـایـد تـا كـدامـیـن بـهـتـر عمل مى كنید (لیبلوكم ایكم احسن عملا).
    لیـبـلوكم از ماده بلاء و ابتلاء به معنى آزمایش است ، همانگونه كه سابقا هم اشاره كرده ایـم آزمـایـشـهـاى الهـى بـراى كـشـف حال و پى بردن به وضع درونى و روحى و فكرى افـراد نـیـسـت بـلكـه بـه مـعـنـى پـرورش دادن و تـربـیـت نمودن است (شرح این موضوع ذیـل آیـه 155 سـوره بـقـره جلد اول صفحه 384 به بعد بیان شد) جالب اینكه این آیه ارزش هـر انـسـانـى را بـه حـسـن عـمـل او مـربـوط مـى دانـد نـه بـه كـثـرت و فـزونـى عـمـل او، و ایـن نـشـان مـى دهـد كـه اسـلام در هـمـه جـا روى كـیـفـیـت عمل تكیه مى كند نه روى كثرت و كمیت عمل .
    در حـدیـثـى در هـمـیـن زمـیـنـه از امـام صـادق (عـلیـه السـلام ) چـنـیـن نـقـل شده : لیس یعنى اكثر عملا و لكن اصوبكم عملا، و انما الاصابة خشیة الله ، و النیة الصـادقـة ، ثـم قـال الابـقـاء عـلى العـمـل حـتـى یـخـلص اشـد مـن العـمـل ، و العـمـل الخـالص ، الذى لا تـریـد ان یـحـمـدك عـلیـه احـد الا الله عزوجل .
    خـداونـد كـثـرت عـمـل را نـمـى خـواهـد بـلكـه درسـتـى عـمـل را مـى خـواهـد، و درسـتـى عمل به آن است كه با خدا ترسى و نیت پاك تواءم باشد، سـپـس فـرمـود: نـگـهـدارى عـمـل از آلودگـى بـه ریـا و نـیـات نـادرسـت مـشـكـلتـر از خود عمل است و عمل خالص عملى است كه نخواهى هیچكس جز خدا ترا بخاطر آن ستایش كند.
    سـومـیـن مطلبى كه در این آیه به آن اشاره شده مساله معاد است كه پیوند ناگسستنى با مـسـاله آفـریـنـش جـهـان و بـیـان هـدف خـلقـت دارد، زیـرا آفـریـنـش جـهـان هـدفـش تـكـامـل انـسـانـهـا اسـت ، و تـكـامـل انسانها به خاطر آماده شدن براى زندگى در یك جهان وسیعتر و متكاملتر است ، لذا مى گوید:
    اگر به آنها بگوئى شما بعد از مرگ برانگیخته مى شوید كافران از روى
    تـعـجـب مـى گـویـنـد: این باور كردنى نیست ، این حقیقت و واقعیت ندارد بلكه این یك سحر آشـكـار اسـت (و لئن قلت انكم مبعوثون من بعد الموت لیقولن الذین كفروا ان هذا الا سحر مبین ).
    كـلمـه هذا اشاره به گفتار پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) درباره معاد است ، یعنى ایـن ادعـائى كـه تـو دربـاره مـعاد دارى سحر آشكارى مى باشد، بنابراین كلمه سحر در اینجا به معنى سخن عارى از حقیقت و گفتار بى اساس و به تعبیر ساده ، حقه و كلك است ، زیـرا سـاحـران غـالبـا بـا كـار خـود چیزهائى را به ناظران نشان مى دهند كه واقعیت و حقیقتى در آن نیست ، بنابراین كلمه سحر مى تواند به معنى هر چیز عارى از حقیقت به كار رود.
    امـا ایـنـكـه بـعـضـى گـفـتـه انـد هذا اشاره به قرآن مجید است ، زیرا قرآن نفوذ و جاذبه سـحـرانـگـیـزى در شنوندگان داشت ، صحیح به نظر نمى رسد، چرا كه در آیه سخن از معاد است نه سخن از قرآن ، هر چند جاذبه فوق العاده قرآن جاى انكار نیست.
    منبع تفسیر نمونه جلد نهم


    آیا می دانستید «14 آیه قرآن درباره انتخابات و شرایط رأی دادن است»

    نقل قول از رئیس ستاد اقامه نماز كشور(حجت الاسلام والمسلمین قرائتی)


    بانویی به خدمت پیامبر خدا رسید. پیامبر از او سؤال کرد که همسر کدام یک از مسلمانان است. زن پاسخ داد که: فلان کس. پیامبر پرسید: «همان که سفیدی ای در چشمش هست؟». زن، برافروخته پاسخ داد: نه، ای پیامبر خدا! چشم همسر من سالم است. پیامبر خندید و فرمود: «چرا رنجیده شدی؟ مگر کسی هست که در چشمش سفیدی نباشد؟» بحارالأنوار، ج 16، ص 296


    «انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنكه آنها خود تغییر دهند سوره مبارکه رعد ایه 11

    دوستان عزیز علت ذکر این آیه این بود که به گفته خداوند تبارک و تعالی تا ما خودمون تغییری در وضع خودمون ایجاد نکنیم خداوند هم سرنوشت ما رو  تغییر نمیده. پس ما ایرانی ها باید خودمون بخوایم که وضعمون تغییر کنه ما ایرانی ها باید بخوایم که در جهان الگو باشیم. باید بخوایم که پرچمدار عدالت و آزادگی باشیم. باید بخوایم که در همه چیز به بالاترین رتبه برسیم و بخوایم که کشورمون سرآمد باشه. لابد می پرسید چرا این چیزا رو میگم. عزیزان تا چند روز دیگه نهمین دوره انتخابات مجلس برگزار میشه و ما اگر بخوایم کشورمون پیشرفت کنه باید از حق خودمون که حق رای دادنه نگذریم و پای صندوق های رای بریم. انشاالله همون طور که مقام معظم رهبری فرمودند مشت محکمی باشه به دهان دشمنان انقلاب و اسلام. یا علی


    سلام به همه دوستان عزیز. ببخشید که چند روزی مطلب نذاشتم اخه اینترنت تو دسترسم نبود. بازم شرمنده


  • نظرات ()




  • راه بسوى خدا دو گونه است : دور و نزدیك
    مقدمه دوم اینكه از كلام خدایتعالى بر مى آید كه سبیل نامبرده یكى نیست ، و همه سبیلها و راهها یك جور و داراى یك صفت نیستند، بلكه همه آنها از یك نظر به دو قسم تقسیم میشوند، و آن این آیه شریفه است كه فرموده : (الم اعهد الیكم یا بنى آدم ان لا تعبدوا الشیطان انه لكم عدو مبین ؟ و ان اعبدونى هذا صراط مستقیم ؟ اى بنى آدم آیا با تو عهد نكردم كه شیطانرا نپرستى ، كه او تو را دشمنى آشكار است ؟ و این كه مرا بپرستى كه این است صراط مستقیم )؟.
    پس معلوم میشود در مقابل صراط مستقیم راه دیگرى هست ، همچنانكه این معنا از آیه : (فانى قریب ، اجیب دعوه الداع اذا دعان ، فلیستجیبوا لى ، و لیومنوا بى لعلهم یرشدون )، (من نزدیكم ، و دعاى خواننده خود را در صورتیكه واقعا مرا بخواند مستجاب مى كنم پس باید مرا اجابت كنند، و بمن ایمان آورند، باشد كه رشد یابند) استفاده میشود، چون مى فهماند بعضى غیر خدا را میخوانند، و غیر خدا را اجابت نموده ، بغیر او ایمان مى آورند.
    و همچنین از آیه : (ادعونى استجب لكم ، ان الذین یستكبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین )، مرا بخوانید تا اجابت كنم ، كسانیكه از عبادت من سرپیچى مى كنند، بزودى با خوارى و ذلت بجهنم در مى آیند)، كه مى فهماند راه او نزدیك ترین راه است ، و آن راه عبارتست از عبادت و دعاى او، آنگاه در مقابل ، راه غیر خدا را دور معرفى كرده ، و فرمود: (اولئك ینادون من مكان بعید)، (آنانرا از نقطه اى دور صدا مى زنند) كه مى رساند غایت و هدف نهائى كسانیكه ایمان به خدا ندارند، و مسیر و سبیل ایمان را نمى پیمایند، غایتى است دور.
    تا اینجا روشن شد كه راه بسوى خدا دو تا است ، یكى دور، و یكى نزدیك ، راه نزدیك راه مؤ منین ، و راه دور راه غیر ایشان است ، و هر دو راه هم بحكم آیه (6 سوره انشقاق ) راه خدا است .
    منبع تفسیر المیزان جلد یکم(تفسیر سوره حمد)

     


    دو جمله ایاك نعبد و ایاك نستعین روى هم یك معنا را افاده مى كند و آن عبادت خالصانه است
    از آنچه گذشت این مسئله روشن شد، كه اظهار عبودیت در جمله (ایاك نعبد) الخ ، از نظر معنا و از حیث اخلاص ، جمله ایست كه هیچ نقصى ندارد، تنها چیزیكه بنظر مى رسد نقص است ، این است كه بنده عبادت را بخودش نسبت میدهد و بملازمه براى خود دعوى استقلال در وجود و در قدرت و اراده مى كند، با اینكه مملوك هیچگونه استقلالى در هیچ جهتى از جهاتش ندارد، چون مملوك است.و گویا براى تدارك و جبران همین نقص كه در بدو نظر بنظر مى رسد، اضافه كرد: كه (و ایاك نستعین )، یعنى همین عبادتمان نیز باستقلال خود ما نیست ، بلكه از تو نیرو مى گیریم ، و استعانت میجوئیم .
    پس بر رویهم دو جمله : (ایاك نعبد و ایاك نستعین ) یك معنا را مى رسانند، و آن عبادت خالصانه است كه هیچگونه شائبه اى در آن نیست .و ممكن است بهمین جهت كه گفته شد، استعانت و عبادت هر دو را بیك سیاق آورد، و نفرمود: (ایاك نعبد اعنا و اهدنا)، (تو را عبادت مى كنیم ما را یارى فرما و هدایت فرما) بلكه فرمود: (تو را عبادت مى كنیم و از تو یارى مى طلبیم ).
    خواهى گفت : پس چرا در جمله بعدى یعنى (اهدنا الصراط المستقیم ) این وحدت سیاق را رعایت نكرد؟ و نفرمود: (ایاك نعبدو ایاك نستعین و ایاك نستهدى الى صراط مستقیم )؟، در جواب میگوئیم : این تغییر سیاق در خصوص جمله سوم علتى دارد، كه بزودى انشاءاللّه بیان مى كنیم .
    پس با بیانیكه در ذیل آیه : (ایاك نعبد و ایاك نستعین ) الخ آوردیم ، وجه و علت التفاتیكه در این سوره از غیبت به حضور شده روشن گردید، و نیز وجه انحصار عبادت در خدا، كه از مقدم آوردن مفعول (ایاك ) از فعل (نعبد و نستعین ) استفاده مى شود، و همچنین وجه اینكه چرا در كلمه (نعبد) عبادت را مطلق آورد، و نیز وجه اینكه چرا بصیغه متكلم مع الغیر فرمود: (نعبد) و نفرمود (اعبد، من عبادت مى كنم )، و باز وجه اینكه چرا بعد از جمله (نعبد) بلافاصله فرمود: (نستعین ) و وجه اینكه چرا دو جمله نامبرده را در سیاق واحد شركت داد، ولى جمله سوم یعنى (اهدنا الصراط المستقیم ) را بآن سیاق نیاورد، روشن گردید.
    البته مفسرین نكات دیگرى در اطراف این سوره ذكر كرده اند، كه هر كس بخواهد میتواند بكتب آنان مراجعه كند، و خداى سبحان طلبكارى است كه احدى نمیتواند دین او را بپردازد.
    منبع تفسیر المیزان جلد یکم (تفسیر سوره حمد)


    هر که خرما را با هسته خورده ...

    روزی پیامبر و حضرت علی (ع) کنار هم خرما می خوردند. پیامبر (ص) هر خرمایی که می خورد، به آرامی، هسته اش را نزد هسته های علی (ع) می گذاشتند. هنگامی که از خوردن خرما دست کشیدند، همه ی هسته ها جلوی حضرت علی (ع) بود. پیامبر در این موقع، رو به حضرت علی (ع) کردند و فرمودند: «ای علی! بسیار می خوری». حضرت علی (ع) در جواب پیامبر فرمودند: «آن که خرما را با هسته خورده است، پرخورتر است».  الخزائن، ملا احمد نراقی (نقل از: 1001 داستان از زندگانی امام علی (ع)، محمد رضا رمزی اوحدی، انتشارات سعید نوین).


    مرا به هشت گردو فروختند

    روزی پیامبر، به همراه بلال، از کوچه ای می گذشتند. بچه ها مشغول بازی بودند. بچه ها تا پیامبر را دیدند، دور او حلقه زدند و دامنش را گرفتند و گفتند: همان طور که حسن و حسین را بر شانه ی تان سوار می کنید، ما را هم بر شانه ی خود سوار کنید.
    بچه ها هر یک گوشه ای از دامن پیامبر را گرفته بودند و با شور و اشتیاق، همین جمله را تکرار می کردند. پیامبر با دیدن این همه شور و شوق، به بلال فرمودند: «ای بلال! به منزل برو و هر چه پیدا کردی، بیاور تا خود را از این بچه ها بخرم».
    بلال، با عجله رفت و با هشت گردو برگشت. پیامبر، هشت گردو را بین بچه ها تقسیم کرد و بدین ترتیب، خود را از دست بچه ها رها کردند و به همراه بلال، به راهشان ادامه دادند. در راه، پیامبر رو به بلال کردند و به مزاح گفتند: «خدا برادرم، یوسف صدیق را رحمت کند. او را به مقداری پول بی ارزش فروختند و مرا نیز به هشت گردو معامله کردند». وقایع الأیام، ج 3 ص 69

     


    آغاز با نام خدا ادب و عمل را خدائى و نیك فرجام مى كند
    این معنا در كلام خداى تعالى نیز جریان یافته ، خدایتعالى كلام خود را به نام خود كه عزیزترین نام است آغاز كرده ، تا آنچه كه در كلامش هست مارك او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نیز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب ، مودب كند، و بیاموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهایش این ادب را رعایت نموده ، آن را با نام وى آغاز نموده ، مارك وى را به آن بزند، تا عملش خدائى شده ، صفات اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلى از آن اعمال ، خدا و رضاى او باشد، و در نتیجه باطل و هالك و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدائى آغاز شده كه هلاك و بطلان در او راه ندارد.
    خواهید پرسید كه دلیل قرآنى این معنا چیست ؟ در پاسخ مى گوئیم دلیل آن این است كه خدایتعالى در چند جا از كلام خود بیان فرموده : كه آنچه براى رضاى او و به خاطر او و به احترام او انجام نشود باطل و بى اثر خواهد بود، و نیز فرموده : بزودى بیك یك اعمالى كه بندگانش انجام داده مى پردازد، و آنچه به احترام او و به خاطر او انجام نداده اند نابود و هباء منثورا مى كند، و آنچه به غیر این منظور انجام داده اند، حبط و بى اثر و باطل مى كند، و نیز فرموده : هیچ چیزى جز وجه كریم او بقاء ندارد، در نتیجه هر چه به احترام او و وجه كریمش و به خاطر رضاى او انجام شود، و به نام او درست شود باقى مى ماند، چون خود او باقى و فنا ناپذیر است ، و هر امرى از امور از بقاء، آن مقدار نصیب دارد، كه خدا از آن امر نصیب داشته باشد.
    و نیز این معنا همانست كه حدیث مورد اتفاق شیعه و سنى آن را افاده مى كند، و آن این است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: (هر امرى از امور كه اهمیتى داشته باشد، اگر به نام خدا آغاز نشود، ناقص و ابتر مى ماند، و به نتیجه نمى رسد) و كلمه (ابتر) بمعناى چیزیست كه آخرش بریده باشد.
    از همین جا مى توانیم بگوئیم حرف (باء) كه در اول (بسم الله ) است ، از میان معناهائى كه براى آنست ، معناى ابتداء با این معنائى كه ما مخصوصا این تناسب از این جهت روشن تر به نظر مى رسد كه كلام خدا با این جمله آغاز شده ، و كلام ، خود فعلى است از افعال ، و ناگزیر داراى وحدتى است ، و وحدت كلام به وحدت معنا و مدلول آن است ، پس لاجرم كلام خدا از اول تا به آخرش معناى واحدى دارد، و آن معناى واحد غرضى است كه به خاطر آن غرض ، كلام خود را به بندگان خود القاء كرده است .
    حال آن معناى واحدى كه غرض از كلام خدایتعالى است چیست ؟ از آیه : (قد جاء كم من الله نور و كتاب مبین ، یهدى به الله )، (از سوى خدا به سوى شما نورى و كتابى آشكار آمد، كه به سوى خدا راه مى نماید)...، و آیاتى دیگر، كه خاصیت و نتیجه از كتاب و كلام خود را هدایت بندگان دانسته ، فهمیده میشود: كه آن غرض واحد هدایت خلق است ، پس در حقیقت هدایت خلق با نام خدا آغاز شده ، خدائى كه مرجع همه بندگان است ، خدائى كه رحمان است ، و به همین جهت سبیل رحمتش را براى عموم بندگانش چه مؤ من و چه كافر بیان مى كند، آن سبیلى كه خیر هستى و زندگى آنان در پیمودن آن سبیل است ، و خدائى كه رحیم است ، و به همین جهت سبیل رحمت خاصه اش را براى خصوص مؤ منین بیان مى كند، آن سبیلى كه سعادت آخرت آنان را تاءمین نموده ، و به دیدار پروردگارشان منتهى مى شود، و در جاى دیگر از این دو قسم رحمتش ، یعنى رحمت عامه و خاصه اش خبر داده ، فرمود: (و رحمتى وسعت كلشى ء، فساكتبها للذین یتقون )، (رحمتم همه چیز را فرا گرفته ، و بزودى همه آن را به كسانى كه تقوى پیشه كنند اختصاص ‍ مى دهم ) این ابتداء به نام خدا نسبت به تمامى قرآن بود، كه گفتیم غرض از سراسر قرآن یك امر است ، و آن هدایت است ، كه در آغاز قرآن این یك عمل با نام خدا آغاز شده است .
    منبع تفسیر المیزان جلد یکم


    لغو مجوز  شبکه پرس تی وی توسط دولت انگلیس یک اقدام غیر قانونی بوده و ما به شدت این اقدام دولت انگلیس را محکوم می کنیم. هر چند انجام کارهای غیر قانونی و تحمیل جنگ و استعمار و فریبکاری از جمله کارهای همیشگی این دولت منفور بوده و تعجبی هم ندارد. البته این قبیل کارها باعث نخواهد شد صدای آزادی و صلح طلبی به گوش مردم انگلیس نرسد. ما حمایت کامل خود را از این شبکه پاک و قانونی و صلح طلب اعلام می داریم.


    آموزش تصویری تجوید قرآن کریم

    مجموعه زیبای آموزش تصویری تجوید قرآن کریم تقدیم به کاربران عزیزImage 

    این مجموعه بصورت متحرک سازی شده و به شیوه ای جذاب ،تجوید مقدماتی قرآن کریم را در 10 جلسه به شما آموزش می دهد.

     مقدمه صفات اصلی  صفات فرعی روشهای قرائت قرآن ادغام احکام نون ساکنه و تنوین احکام میم ساکنه احکام غنه احکام مد و قصر وقف و ابتدا


    مؤّلف : روایات در معانى گذشته بسیار است و احاطه به بیانى كه ما درباره تحیت آوردیم معناى روایات را روشن مى سازد0
    پس كلمه (سلام ) تحیتى است كه گسترش صلح و سلامت و امنیت در بین دو نفر كه به هم برمى خورند را اعلام مى دارد، البته صلح و امنیتى كه نسبت به دو طرف مساوى و برابر است و چون تحیت هاى جاهلیت قدیم و جدید علامت تذلل و خوارى زیر دست نسبت به ما فوق نیست .
    و اگر در روایات فرمودند كه كوچكترها به بزرگترها سلام كنند، یا عده كم به عده زیاد یا یك نفربه چند نفر، منافاتى با این مساوات ندارد، بلكه خواسته اند با این دستور خود حقوق رعایت شده باشد و بفهمانند كه حتى در سلام كردن نیز حقوق را رعایت كنید0
    آرى اسلام هرگز حاضر نیست به امت خود دستورى دهد كه لازمه اش لغو شدن حقوق و بى اعتبار شدن فضایل و مزایا باشد، بلكه به كسانى كه فضیلتى را ندارند، دستور مى دهد فضیلت صاحبان فضل را رعایت نموده ، حق هر صاحب حقى را بدهند، بله به صاحب فضل اجازه نمى دهد كه به فضل خود عجب بورزد، و به خاطر اینكه ( مثلا پدر و یا مادر است و یا عالم و معلم است و یا سن و سال بیشترى دارد نسبت به فرزندان و مریدان و شاگردان و كوچكتران تكبر ورزیده ، خود را طلبكار احترام آنان بداند و بدون جهت به مردم ستم كند و با این رفتار خود توازن بین اطراف مجتمع را بر هم زند0
    و اما اینكه از سلام كردن بر بعضى افراد نهى كرده اند، این نهى ، فرع و شاخه اى است از نهى واردى كه از دوستى و ركون به آن افراد نهى نموده ، از آن جمله فرموده :( لا تتخذوا الیهود و النصارى ) و نیز فرموده :( لا تتخذوا عدوى و عدوكم اولیاء).
    و نیز فرموده :( و لا تركنوا الى الذین ظلموا) و آیاتى دیگر از این قبیل 0
    بله چه بسا مى شود كه مصلحت اقتضاء كند انسان به ستمكاران تقرب بجوید براى اینكه دین خدا را تبلیغ كند، بطورى كه اگر با آنها نسازد نمى گذارند تبلیغ دین در بین مردم صورت بگیرد و یا براى اینكه كلمه حق را به گوش آنها برساند، و این تقرب حاصل نمى شود مگر با سلام دادن به آنها، تا كاملا با ما مانوس شوند و دلهاشان با دل ما ممزوج گردد، به همین خاطر كه گاهى مصلحت چنین اقتضا مى كند رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله ) نیز به این روش ماءمور شدند، در آیه :( فاصفح عنهم و قل سلام )، همچنانكه در وصف مؤ منین فرمود:( و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما).
    منبع تفسیر المیزان جلد پنجم


    1. قرآن یعنى كتابى كه «خواندنى» است.
    2. قرآن داراى صفات بسیارى است. از آن میان، دو صفت «كریم»(2) و «مجید»(3) كه در خود قرآن نیز آمده اند، مشهورترند.
    3. براى نخستین بار، قرآن در شهر مكّه، در غار حِرا، به گاه 40 سالگىِ پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و در روز بیست و هفتم ماه رَجَب بر او فرو فرستاده شد. این را «نُزول» قرآن مى گویند.
    4. تمامى قرآن در مدّت 23 سال ـ 13 سال در مكّه و 10 سال در مدینه ـ بر پیامبر عزیز خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شد.
    5. قرآن داراى 30 جُزء و 120 حِزب و 114 سوره و 6236 آیه است.
    6. نخستین آیه اى كه بر پیامبر گرامى خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شد، آیه 1 از سوره عَلَق است. سوره علق چنین آغاز مى شود: «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. إِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذى خَلَقَ.» آخرین آیه، آیه 281 از سوره بَقَره است كه چنین شروع مى شود: «وَاتَّقُوا یَوْمًا تُرْجَعُونَ فیهِ إِلَى اللّهِ».
    7. نخستین سوره قرآن، سوره فاتِحَه (حَمد) و آخرین سوره آن، سوره ناس است.
    8. طولانى ترین سوره قرآن، سوره بَقَره با 286 آیه و كوتاه ترین سوره آن، سوره كَوثَر با 3 آیه است.
    9. طولانى ترین آیه قرآن، آیه 282 از سوره بقره و كوتاه ترین آیه آن، آیه 1 از سوره طه (طا ـ ها) است.
    10. در آغاز تمامى سوره هاى قرآن، غیر از سوره تَوبه، آیه «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» وجود دارد. سوره نَمل داراى دو «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم» است; یكى در آغاز و دیگرى در میان آن. پس در تمامى قرآن، 114 آیه «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» وجود دارد.)


    در دین اسلام، خواندن «قرآن» اهمّیّت بسیار دارد. خداى بزرگ مى فرماید:
    «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْ انِ.»
    هر مقدار كه ممكن است از قرآن بخوانید.
    همچنین پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید:
    «أَفْضَلُ الْعِبادَةِ قِرآءَةُ الْقُرْ انِ.»
    برترین عبادت خواندن قرآن است.
    براى این كه همه ما به این عبادت برتر روى آوریم، باید خواندن قرآن را یاد بگیریم و به دیگران نیز یاد بدهیم. پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید:
    «خَیْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْ انَ وَ عَلَّمَهُ.»
    بهترینِ شما كسى است كه قرآن را یاد بگیرد و به دیگران یاد بدهد.
    حضرت امام خمینى(قدس سره) مى فرماید:
    «قرآن براى همه است و سعادت همه را بیمه مى كند. استقلال و آزادى در پیروى از قرآن كریم و رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) است.»
    همچنین مقام معظّم رهبرى، حضرت آیت اللّه خامنه اى ـ مُدَّ ظِلُّهُ الْعالى ـ مى فرماید:
    «روخوانى قرآن باید تمامى ملّت را شامل شود تا همه مردم بتوانند قرآن كریم را بخوانند. در كشورى كه بر اساس اسلام اداره مى شود، همه مردم باید قادر به خواندنِ درستِ قرآن كریم باشند.»


    (غزالى ) در (احیاء) (العلوم الدین ) از امام صادق (ع ) نقل كرده است كه فرمود: دوستى یك روزه ، (پیوند)است و دوستى یك ماهه ، (خویشى )ست و دوستى یك ساله (صله رحم ) است و كسى كه به تكبر آن را ببرد، خدااو را از خود ناامید مى سازد.
    منبع کشکول شیخ بهائی


  • نظرات ()



  • پیامبر (ص ) گفت : بنده از پرهیزگاران به شمار نمى آید، مگر آن كه آن چه را كه براى او سودمند نیست ، رها كند.
    امیرالمؤمنین على (ع ) گفت : براى دلهاى مؤمنان چیزى را زیانبخش تر از صداى گام هاى (مریدانى ) كه از پشت سر آنان مى آید، نمى بینم .
    منبع کشکول شیخ بهائی


    تعداد کل صفحات: 6 1  2  3  4  5  6